مدیران خودرو

مصاحبه با مارکوپولو ، پدر نمایشگاههای بازرگانی!

عصر نمایشگاه- ترکیبی از تخیل و واقعیت در نوشته ای به قلم شیرین شریفیان مسئول تحقیقات نمایشگاه بین المللی مشهد را در متن خبر می خوانیم.

مصاحبه با مارکوپولو ، پدر نمایشگاههای بازرگانی!
نسخه قابل چاپ
دوشنبه ۰۸ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۴:۰۷:۰۰

    به گزارش پایگاه خبری عصر نمایشگاه ترکیبی از تخیل و واقعیت در نوشته ای به قلم شیرین شریفیان مسئول تحقیقات نمایشگاه بین المللی مشهد در شماره 33 نشریه نمایشگاه منتشر شد که در ادامه می خوانیم.

    یکی بود یکی نبود! بر حسب اتفاق، نسخة خطی قدیمی از اولین مصاحبه با پدر نمایشگاههای بازرگانی، مارکوپولو، به دست آوردیم؛ کسی که می توانیم او را یک کار آفرین فوق العاده توصیف کنیم. تاریخ و محل این نسخة قدیمی کشور چین، و اوایل دهه 1270 است.

    (مصاحبه کننده: زی شی بیشانک(IXB) از وزارت بازرگانی داخلی؛  مصاحبه شونده: خود جناب آقای پولو)

    IXB: آقای پولو، ما می دانیم که شما سفر مشقت باری به چین داشته اید. هدف شما از این سفر چه بود؟
    پولو: من و پدرم به همراه عمویم برای توجیه هزینه این مسافت و زمان طولانی اهداف مختلفی را طرح ریزی کردیم که یکی از آنها تحقق ROI ( بازدهی سرمایه گذاری) بود.

    IXB: لطفا این مورد را توضیح دهید.
    پولو: ما تصمیم گرفتیم تا تفریح و تجارت را تلفیق کنیم. ما می خواستیم به جایی سفر کنیم که مسافران ماجراهای جدیدی را تجربه می کنند. البته، در جستجوی خریداران جدید هم بودیم ( قطعا انتظار نداشتیم هیچ یک از خریداران قدیمی خود را ببینیم) و برای برقراری ارتباط های کاری جدید (قطعا انتظار نداشتیم هیچ یک از همکاران قدیمی خود را ببینیم) و به خاطردیدن محصولات جدید ( نمی دانستیم انتظار چه چیزی را داریم).
    IXB: شما در جستجوی چه کالایی هستید؟
    پولو: ادویه، برنج، موگو کیپان ،خوراک چینی از گوشت مرغ وسبزیجات و قارچ سیاه ( نه، این یکی را شوخی کردم). ما میخواهیم چیزی خارق العاده با خودمان به ونیز ببریم. ما در جستجوی چیزهای زیبا هستیم- فرشینه های ظریف، کنده کاری های عاجی و انواع چای.
    IXB: آیا هنگام ورود رابط و آشنایی داشتید؟
    پولو: خب ما شنیده بودیم که خان ها یک خانوادة قدرتمند هستند. تقریبا بلافاصله در قصر شام خوردیم ( آنها با آبگوشت سیب زمینی و موگوپیان از ما پذیرایی کردند-چقدر هم لذیذ!) و برایمان توضیح دادند که در واقعا کرم هایی دارند که نخ می ریسند و می توانند آنها را در پارچه های ظریف به کار ببرند. ما چند بار شتر از آنها سفارش دادیم. این نخها در اینجا در لوگوهای طرح اژدها به کار رفته اند و ما اقلامی را با این طرح سفارش دادیم که فکر می کردیم می توانیم با دلیجان به کشورمان ببریم. و اما در مورد عاج. می گویند که آنها شناور می مانند پس از طریق دریا آنها را حمل می کنیم  و چای، خب چای را می بریم تا ببینیم چه می شود.
    در اینجا بازارهای مناسبی وجود دارد که حد و مرز ندارند- مروارید و ظروف سفالی مستقیما  وارد نمایشگاههای هدایا و جواهرات می شوند، و به بازار بین المللی ظروف آشپزخانه می رسند و البته اگر انجمن رستوران های چین باستانی راه خود را به کشورهای اروپایی باز کند، سوپ تخم مرغ ، کیک بادامی و شیرة سویا نیز شامل آنها خواهند شد.
    IXB: آیا هنگام بازدید از دکه های نمایشگاهی جمعیت قابل توجهی حضور داشت؟
    پولو:  خب راستش را بخواهید جمعیت زیادی را در اینجا دیدیم که هیچ کدام از سرزمین ما نبودند. یک مسئله مهم این بود که در اینجا دردسر ثبت نام وجود نداشت. حتی نیازی به کارت شناسایی نداشتیم. از سالن های بین المللی همراه با مترجم خبری نیست اما ما از علائم نشانه ای برای صحبت کردن استفاده می کنیم و البته طلا همیشه پذیرفته می شود. ما حتی غرفه هایمان را خودمان نصب کردیم .
    IXB: شما نمایش ها را تماشا کردید؟
    پولو: بله البته. ما یاد گرفتیم که چطور برنج درست می کنند. هزینه های بارگیری و حمل و نقل سرسام آور بودند- همه شتربانان و نگهبانانی که از ما مراقبت می کردند از قبایل مغول بودند. گفتم که آنجا از محوطه نگهداری و انبارداری خبری نبود؟
    IXB: شما برای مردم این کشور چه چیزهایی را به نمایش گذاشتید؟
    پولو: ما به آنها قایق سواری ونیزی آموختیم. و البته شیشه گری. اینجا منطقه ای بسیار قدیمی است.
    IXB: برای فعالیتهای تجاری خود چه مدت اینجا اقامت خواهید کرد؟ می دانید که نمایشگاههای بازرگانی آیندة دور معمولا بین سه و چهار روز ادامه دارند.
    پولو: خیلی طول کشید تا به اینجا برسیم. ما عجله ای نداریم. فکر می کنم حدود 25 سال برای این سفر لازم است! ما می خواهیم کاملا از محیط و مکان نمایشگاه لذت ببریم، با فروشندگان دوره گرد آشنا شویم  ( مدیریت روابط) و برای جمع آوری غرفه  به دقت برنامه ریزی کنیم. هنگامی که از اینجا می رویم، امکان آن را نداریم که از طریق شبکه کامپیوتری جهانی مشتریان خود را پیگیری کنیم. در حقیقت ما تاریخ را در همینجا می نویسیم.
    (یادداشت: و شما فکر می کنید که سفر دو هفته ای در جاده  سخت  است!)

    پورسعیدخلیلی
    پربازدیدترین های ۲ روز گذشته
      پربازدیدترین های هفته
        دکه مطبوعات
        • نمایشگاه
        • ماهنامه نمایشگاه
        • شماره ۳۱ ماهنامه
        • ماهنامه
        • ماهنامه
        • ماهنامه
        • نمایشگاه ۲۶
        • نمایشگاه ۲۳
        • نمایشگاه ۲۲
        آخرین بروزرسانی ۵ ماه پیش
        آرشیو
        آخرین اخبار

        دانلود با کیفیت